برش هادوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹

وصیت نامه شهید سید مهدی موسوی دیری

کلام شهیدان: مقام معظم رهبری: ما در بیان زندگی‌نامه‌ی شهیدان سعی کنیم خصوصیّات زندگی اینها و سبک زندگی اینها و چگونگی مشی زندگی اینها را تبیین کنیم، این مهم است.

««بسم الله الرحمن الرحيم »»

در لحظه هاى حساس و زندگى آفرين و يا …… انسان به چه چيزى و به چه نيرويى نياز دارد و آن لحظه اى كه انسان در مخمصه‌اى قرار مى‌گيرد و تنها به فكر خويش است و بس و در آن لحظه فقط خدا را صدا مى‌زند و اگر كسى را در كمك خويش ببيند بمانند اين است كه كه نجات پيدا كرده و ديگر خدا را صدا نمى زند يا كمتر صدا مي زند.

آرى لحظه‌اى كه در دو راهى گير كند چه كسى را بايد يافت دوست را و يا خدا را و يا هر دو را. آيا خدا انسان را به ياد دوست مى‌اندازد و يا دوست انسان را به ياد خدا مى اندازد؟ كدامين بهترند آنكه باقى است يا آنكه فانى است؟ آنكه انسان را يابنده مي كند و يا آنكه به باد فنا مي دهد. در خودِ اين انتخاب كردن نيز لحظه‌اى حساس و زندگى ساز است و بايد ببينيم كه چرا و چگونه بايد انتخاب كرد. چون انسان تنها نمى تواند زندگى كند و بايد هميشه در راهى كه مى رود (زندگى مي كند) همراهى داشته باشد تا در سختى‌ها و آزمايش ها و خوشي ها و ناخوشي ها همراه او و شريك او باشد.

انسان بايد كسى را داشته باشد تا بتواند با آن و يا آنان درد همديگر را فهميده و در صورت امكان آن درد را دوا كند يا حداقل تسكين دهد. آرى دردهاى مادى و معنوى و هر دو با هم در يكى، لحظه‌اى كه انسان نياز به ماديات پيدا مي كند بايد او را همراهى باشد و در صورتى كه نياز به معنويت پيدا مي كند و يا لحظه‌اى كه روح و روان شخصى در عذابى گرفتار مى‌آيد بايد او را همراهى باشد.

حالا اين همراه چگونه و چه كسى باشد. چه كس؟ آرى شخصى كه مي خواهد همراهى (دوستى ) براى زندگى انتخاب كند چه كسى باشد و چگونه باشد. و در دنياى فانى مختصر افرادى پيدا مي شوند كه دنيا را براى خود آن قدر كوچك مي دانند كه همانند اين باشد كه آن را در قفسى زندانى كرده‌اى و هميشه از خدا می خواهند كه آنان را از اين قفس نجات دهد (بوسيله مرگ).

آرى دنيايى كه فانى و زود گذر است چگونه بايد در آن پايدار بود. به قول قديمى‌ها دو چيز در آن باقى مى‌ماند يكى اعمال خوب و ديگرى اعمال بد انسان. و انسان را از روى همين اعمال مى شناسند و ما بايد ببينيم كه چگونه بايد از اعمال زشت و ناپسند دورى كرده و به اعمال خوب روى آورد و خودمان روزى خوب شويم.

به نظر من فقط چيزى كه مي تواند انسان را ۱۸۰ درجه تغيير دهد در راه ، چه فكرى و عقيدتى و چه عمل؛ اراده انسان و ديگرى دوست، آرى دوست. تمام كارهاى انسان به خاطر دوست است و احاديثى داريم كه رسول اكرم (ص) مى‌فرمايد : با افراد ناپاك ننشين كه تو را از روى آنها و با مصاحبت آنان مى شناسند.

چگونه زيستن را بايد از خدا و به وسيله دوست طلبيد و ياد گرفت. دوست همچون كسى مى‌ماند كه ما خود را تشبيه به آئينه و يا چيزشفاف و تميز بكنيم و اگر دوست بنشیند و گرد و غبار را از روى آئينه بزدايد، ما همچنان شفاف و نورانى و ظريف و تميز خواهيم بود و اگر خودش هم كمك كند و خاك بر روى آئينه بريزد زمانى فرا مي رسد كه آئينه و يا آن شى محو مى‌گردد و عمل دوست ناباب نيز چنين است و مي رسد روزى كه انسان را به فنا مي كشد.

ما اگر مى‌خواهيم كسى باشيم كه هميشه پاك باشيم، بايد كسى را انتخاب كنيم كه در مثال اولى آورديم و داريم كه (المؤمن المرآت المؤمن) مومن آئينه مومن است. همان گونه كه در آئينه‌اى می نگريم و آئينه بدون هيچ ترسى عيب هاى ما را مى گويد و اگر او را تكه تكه كنيم باز هم مى گويد. دوست بايد چنين باشد و عيب هاى شخصى را بگويد و حتى درصدد عيب زدايى (گرد رويى آئينه) نيز بر آيد و نه اينكه تنها او اين چنين باشد؛ بلكه ما هم نيز بايد چنين باشيم و چگونه بايد اين گونه اشخاص را يافت؟

آرى پيدا كردن دوست آسان است و نگهدارى حرمت خيلى سخت؛ اما به نظر من دوست خوب هم كمياب است و كيميا و نگهدارى آن سخت تر از سخت و آسان تر از آسان و اينك که ما در جبهه‌ها هستيم و به نظر من فقط در اين جبهه ها مى شود دوست خوب را پيدا كرد (البته تمام رزمندگان خوب هستند و ليكن خوب ترها را بايد شناخت) و اگر پيدا كرد، مى‌بايد دوستى با آن چيد و او را رها نكرد و فردى كه خوب باشد اصلا چهره او فرياد مي كشد و ناخود آگاه انسان را به سوى خود مي كشد. نورانيت خاص دارد. صداقت او را و پاكى او را نشان مي دهد. انسان را با عرفانيت خود به سوى خود جذب مي كند و انسان ناخودآگاه جذب مى شود و در او ذوب مي شود و مى خواهد آن گونه باشد كه او هست؛ زيرا او خوب است و اساسا فطرت انسان است كه هميشه مردم او را دوست خوب و فردى خوب بشناسد.

من كه بايد بميرم و اين دنيا را وداع كنم پس چه بهتر كه در راه خدا كشته شوم.

اى بسيجى ها! شما كه دنيايى نداشته‌ايد، هميشه در جبهه‌ها، در بيابانها، در چادرها و سنگرها به سر برده‌ايد و از نعمتهاى مادى دنيا دور بوده‌ايد. دنياي تان را كه اينگونه گذرانديد. پس بياييد تا كارى كنيم كه آخرتى داشته باشيم.

از ملت شهيد پرور در صحنه مي خواهم كه قدر و منزلت اين امام عزيز را بدانيد و تنها راه پيروزى در اطاعت و پيروى از امام است.

««والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»

به این پست امتیاز دهید.
حتما بخوانید:  وصیت نامه شهید محمد بروجردی

مطالب زیر رو هم از دست ندید…

برچسب‌ها

نظرات و ارسال نظر