برش هاجمعه ۱۸ آذر ۱۴۰۱

وصیت نامه شهید ابوالفضل مرادی کوشکی

کلام شهیدان: مقام معظم رهبری: ما در بیان زندگی‌نامه‌ی شهیدان سعی کنیم خصوصیّات زندگی اینها و سبک زندگی اینها و چگونگی مشی زندگی اینها را تبیین کنیم، این مهم است.

««بسم الله الرحمن الرحيم»»  ان الله اشترى من المؤمنين انفسهم و أموالهم بان لهم الجنة يقاتلون فى سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا فى التورات و الانجيل و القرآن و من اوفى بعهده من الله فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم  به و ذلك هو الفوز العظيم 

ترجمه: ((خدا جان و مال و اهل ايمان را به بهاى بهشت خريدارى كرده آنها در راه خدا جهاد مى‌كنند كه دشمنان دين را به قتل رسانند و يا خود كشته شوند. اين وعده قطعى است بر خدا؛ عهدي است كه در تورات و انجيل و قرآن ياد فرموده و از خدا باوفاتر در عهد كيست؟

  خدايا! بارالها! به من توفيقى عطا فرما و توانايى تفكر و قدرت نوشتن را ده، كه بتوانم چند كلمه‌اى به عنوان وصيت و يا مى‌شود گفت تذكر به برادران و خواهران عزيز و بيدار دلم عرض نمايم؛ با اينكه شما از من حقير، بهتر و آگاه تريد؛ اما از آنجايي كه قرآن مجيد مى‌فرمايد :  «و ذكّر فان الذكرى تنفع المؤمنين » آرى تذكر دهيد به درستي كه آن براى مؤمنين سودآورست،  پس بر حسب وظيفه شرعى و الهى در خود مى‌بينم كه اين وصيت ناقابل را بنگارم (انشاءالله) 

حمد و سپاس مخصوص معبود و معشوقى است كه اين جهان با عظمت را آفريد و از اسرار نهانى اين جهان اطلاع  دارد و از هر سرّ و انديشه‌اى آگاه است و به راز و درد دل انسانها تنها او آگاه است.

  سپاس معبودى را سزاست كه آفريده‌ها بازگشتشان به [سوی] اوست و سرانجام هر كارى به سوى اوست؛ ستايشى كه تواناى گوياى اين همه حق كه بر ما دارد نداشته و اين لطف بى‌دريغ و رحمت بى‌حساب او مرا وا داشته است كه شكرش را به جا آورم و از او طلب يارى و مدد نمايم.

 سپاس مخصوص خدا بر آن عزيزان عارف و سالك راهش؛ آن عاشقان لقاء الله و آن كبوتران حرم حسينى؛ آن سلحشوران پيكار جو؛ آن شيران روز و عابدان شب؛ آن مجاهدان و فداكاران جان بر كف كه با ايثار و از خودگذشتگى بى‌نظير خود وقايع صدر اسلام و صحنه عظيم كربلا را زنده كردند . 

به نام خداى شهيدان و مؤمنين كه در آخرت، بهشت جاودان را از براى خود كردند.

 به نام خداى شهدا؛ آن پيشتازان ميدان رزم خون و آن كسانى كه با خون مطهر خود وضوى آخر را گرفتند و به سوى ملكوت اعلى شتافتند .

 حمد و ثنا از براى معبود ومعشوقى است كه بندگان خود را مورد امتحان سختى قرار داد. خوشا به احوال شهيدان كه از اين سنت خداوند پيروز بيرون آمدند و از همه پيشى گرفتند و خود را به معشوقشان رساندند. 

سپاس خداى را كه به من قدرت تشخيص صراط مستقيم را از راه ضلالت و گمراهى عطا فرمود و به  من فهماند كه در اين راه، جز سعادت و رسيدن به قرب چيز ديگر نيست و اين بالاترين افتخار و سربلندى است كه شامل حال من شده است؛ ولى اى خداى كريم! همين قدر مى‌دانم كه هر كس تو را شناخت، عاشقت شد و هر كس عاشقت شد، دست از همه چيز شسته و به سوى تو مى‌شتابد و اين را به خوبى در خود احساس كردم و مى‌كنم . 

خدايا! پروردگارا! عشق به تو چنان در وجودم شعله‌ور است كه اگر پيكرم را صد پاره كنند و يا صد بار مرا بكشند و دوباره زنده كنند و همچنين اگر پاره پاره تنم را به آتش بسوزانند، اگر خاكسترم را در دريا  بريزند، از دل امواج خروشان ظلمت دريا، صدايم را خواهيد شنيد كه مى‌گويم : فزت و رب الكعبه ، به خداى كعبه قسم كه رستگار شدم . 

دوستان عزيز و خويشاوندان!  شرمنده‌ام و زبانم الكن است از اينكه بخواهم شما را تذكر دهم چون به حمدالله، با وجود چنين امت بيدار دل و هوشيار ديگر در خود نمى‌بينم كه موعظه كنم؛ اما بر حسب وظيفه اجابت مى‌كنم كه چند كلمه‌اى خدمت شما بنويسم . 

اول : اى برادران و خواهران! در كارهايتان خلوص نيت داشته باشيد. همان طوري كه پيغمبر (ص) مي فرمايد: ارزش و مقام عمل براى هر شخصى نيت آن است، پس بياييد هر كس لحظه‌اى را وقف  تفكر و انديشيدن قرار دهيد كه همانا از هفتاد سال عبادت ارزش بيشتر است كه به اعمال و كردارهايمان اعتبارى بدهيم و با اخلاص هر چه تمام تر، وظايف خود را در جهت رضاى بارى تعالى به نحو احسن انجام دهيم و هر گونه شرك و ريا و حسادت و بغض و كينه را از خود بزداييم تا اجر خود را ببريم و در ضمن مسئوليت خود را آنچنان كه خداوند و اسلام و امام مى‌خواهند انجام داده باشيم .  پس يكى از وظايف ما چه دركار و كسب، چه در عبادات و چه در مواقع ديگر، كسب رضاى حق است و تنها مالك و معيار خداوند متعال باشد؛ نه مال دنيا؛ ؛ نه رياست. نه ، نه ، نه . 

دوم : برادران! خودسازى و تهذيب نفس را سرمنشاء زندگي تان قرار دهيد. اين دنيا همان طوری كه با رفتگان اين معامله را كرده، با باقى ماندگان نيز چنين خواهد كرد.. پس هر كه در اين دنيا به غير خودش بپردازد، در تاريكي هاى بدبختى سرگردان و با تبهكاري ها آميخته مى‌شود و شيطان او را وادار به سركشى و طغيان كرده ،كارهاى زشتش را در نظرش بيارايد.

 هان آگاه باشيد با پرهيزكارى، نيش زهرآگين گناهان دور مى‌شود و با يقين نهايت درجه بلند، ادراك مي گردد و با يقين به نهايت درجه بلند ادراك مي رسد . 

برادران! بياييد از خدا بترسيم و معصيت او را نكنيم. به قول امام عزيزمان ارواحنا له الفداء، عالم محضر خداست در محضر خدا معصيت نكنيد آرى برادران! خدايى كه راه حق را براى ما روشن و جاده‌هاى آن را درخشان  ساخته، پس در روزهاى ناپايدار براى زمان پاينده توشه برگيريد.  چرا بايد در محضر خدا غيبت دوستان را بكنيم ؟  و يا تهمت و افترا به ديگران بزنيم ؟  مگر اعتقاد به روز جزا و جهنم و بهشت نداريم؟ مگر اعتقاد به قرآن نداريم كه مى‌گويد: « هر كه ذره‌اى نيكى كرده پاداش آن را و هر كه ذره‌اى بدى و معصيت كرده باشد به همان مقدار سزاى آن خواهد ديد». چرا ما بايد بى‌اهميت باشيم ؟ 

بياييد اى دوستان و اى مردم! از حالا شروع به تهذيب نفس كنيد. وقت نگذشته، مى‌تواند توبه كنيد و از درگاه خداوند طلب استغفار كنيد كه همانا خداوند طالب چنين بنده‌اى است و او را مملؤ از عناياتش مى‌نمايد و از او استقبال مى‌كند . 

سوم : مساجد را خالى نكنيد كه همانا سنگرهاى مستحكم اين انقلاب است و تا به حال هيچ قدرتى نتواسته است  دژهاى محكم را قلع و قمع كند. برادران! صفهاى جماعت را فشرده‌تر نماييد و در نماز جمعه‌ها؛ اين مراكز عبادى سياسى بيشتر حضور پيدا كنيد كه همانا مشت محكمى است بر دهان ابرجنايتكاران شرق و غرب و به طور كل  دشمنان اسلام از  چنين مراسم وحشت دارند. 

مسئله ديگر كه قابل اهميت است موضوع اسراف و تبذير مى‌باشد. برادران و خواهران! چرا ما بايد اين قدر اسراف كنيم، در حالي كه يك عده از انسانها در ايران و يا در جهان سوم از فقر و گرسنگى رنج مى‌برند و مرگ تدريجى، نيمى از مردم جهان را تهديد مى‌نمايد و انبوهى از مردم آفريقا و آسيا و غيره با اين مسئله تلخ و ناگوار دست در گريبانند. پس مردانگى و انسانيت كجا رفت؟ بياييد وجدان خود را حاكم كنيم  و لااقل كمتر اسراف كنيم .  با اعتدال و ميانه روى نه تنها فرمان خدا را اجابت كرده، بلكه خدمت به جامعه و مرد م و در مجاهدتهاى روحى و نفسانى و در كوشش هاى علمى و فكرى و كليه شئون زندگى فردى و اجتماعى تاثير زيادى دارد. قرآن مجيد مي فرمايد:  «كلوا و اشربوا و لا تسرفوا ان الله لا يحب المسرفين».  بخوريد و بياشاميد ولى اسراف نكنيد كه همانا خداوند مسرفين را دوست ندارد . 

حالا  تا مهلت دارى و دروه عمرتان باقى است از دفتر زندگى پشينيان عبرت گيريد و حكمت فرا گيريد و از آنچه شما را پرهيز داده‌اند اجتناب كنيد و از عقوبت سرنوشت خويش در چنگال بيم و هراس اسير نشويد .  ما مثل آبى هستيم كه روى آن زلال و شفاف است ولى ته آن پر از گل و لاى و لجن شده واى به حال ما اگر همت نكنيم و با يك صافى گل و لاى خود را نزداييم (منظور تقوا) 

چهارم : برادران و خواهران! از نايب به حق آقا امام زمان (ع)؛ رهبر كبير انقلاب اسلامى؛ امام خمينى دام ظله العالى؛ روحانيت مبارز هميشه در صحنه و همچنين از دولت محبوب و زحمتكش حمايت كنيد . 

در عمق وجود امام؛ اين شمس جماران و بت‌شكن دوران؛ موسى زمان و سد ابرقدرتها، ياور ستمديده‌ها، سرپرست يتيمان، نوازش كننده بيچارگان، قلب تپنده امت اسلام بيشتر دقيق شويد و سعى كنيد عظمت او را در يابيد و خود را تسليم او سازيد و صداقت و اخلاص وفادارى خود را همچنان حفظ كنيد .

 برادران! از روحانيت عزيز و فداكار حمايت كامل كنيد و مبادا خداى ناكرده روحانيت كنار زده شود، [که آن روز] روز بدبختى مسلمانان و روز جشن ابرقدرت هاست .  اگر خلافى از يك شخص ديديد به حساب مكتب نگذاريد و اين روحانيت بوده كه در تمامى دوران و به خصوص در اين انقلاب پيشتاز بود و اگر اين نهاد نبود، نه از اسلامى خبرى  بود و نه از قرآن.

  اى مردم بيدار دل و هوشيار! به دولت بيشتر كمك كنيد و از او همواره حمايت و پشتيبانى كرده و مشت محكمى به دهان نق زنها و كسانى كه دم از كمبود نيازمندي ها مى‌زنند، بكوبيد.  شما يك لحظه فكر كنيد، مشاهده مى‌كنيد كه دولت در چه موقعيتى قرار گرفته؛ از يك طرف جنگ تحميلى و از طرف ديگر گران فروشان و محتكران و از طرف ديگر محاصره اقتصادى و از يك طرف هم نق زنها؛ اينها همه، سدهايى شده در مقابل دولت و باز جاى بسى شكر است  به حمدالله دولت با كمترين امكانات [با] كارايى لازم [کارها را] انجام مى‌دهد . 

دوستان و رفقايم!  دوستان گرامى! سلام عليكم. اى رفقاى عزيزم! ممكن است من در اين مدت نتوانسته‌ام كه حق دوستى را ادا كنم و به شما خدمتى كرده باشم و همچنين براى شما يك دوست مفيد و حقيقى باشم و يا اگر در برخوردها و صحبت ها از من ناراحتى يا خشونتى ديده‌ايد به بزرگوارى  و آقايى خودتان من حقير و مقصر را حلال كنيد. 

دوستان تا آنجا كه توان در بدن داريد، در جبهه‌ها حضور فعالانه داشته باشيد كه شهيدان در انتظار روز فتح كربلا و آزادى قدس هستند. مبادا خسته شويد و سختي ها در وجودتان رخنه كند. محكم و استوار باشيد تا فتح نهايى . 

من بارها در خود تفكر مى‌كردم و مى‌انديشيدم كه آيا اين فيض عظيم و گران بها كه همانا شهادت است نصيب من حقير مي گردد و در حال حاضر اين را در خود احساس كرده‌ام كه با بدنى پاره پاره به لقاء الله مى‌شتابم و جمال دل آراى پيغمبر (ص) و ائمه معصومين را از نزديك نظر كنم و اين باعث سربلندى من است.

  اى مادر و اى نور چشم و ديده‌ام! چه بگويم تو كه يك عمر با چه زحمتها و مشقات زيادى مرا پروراندى و در برابر ناملايمات  زندگى، همچون كوه مقاوم و استوار بودى. آفرين بر تو اى مادرم. توانایی گفتن وصفت را ندارم كه در شأنت باشد .  تأسف مي خورم كه چه طور تا به حال نتوانستم فرزند خوب و مفيدى برايت باشم و تنها چيزى كه از طرف من موجب سربلنديت مي شود، فدا كردن جان ناقابلم به رب العالمين است كه همانا سعادت و دنيا و آخرت را نصيب خود كرده‌اى كه بايد افتخار كنى كه فرزندت را تقديم خدا نمودى . 

پدرم! پدر بزرگوارم و زحمتكشم! مرا عفو كن كه نتوانستم حق فرزندى را نسبت به شما ادا كنم و پدر اگر من به فوز عظيم شهادت نايل آمدم، مبادا احساس ناراحتى كنيد؛ بلكه همانند حسين بن على (ع) در مصيبت ها شكيبا و صابر باشيد و افتخاركنيد كه در واقع مشت محكمى به دهان دشمنان اين انقلاب زده‌ايد . 

پدر و مادرم! از شما عاجزانه مى‌خواهم كه اگر در مدت زندگى از من ناراحتى يا نافرمانى ديده‌ايد، مرا حلال كنيد و از شما مى‌خواهم كه پيام خون شهدا را به تمامى ملتهاى جهان برسانيد و آنها را از خواب غفلت بيدار كنيد.

برادران و خواهرانم! از شما مى‌خواهم راهشان را ادامه دهيد .  برادران جاى مرا در جبهه پر كنيد و تفنگم را بر دوش بكشيد و در راه خدا جهاد كنيد و شما بايد همانند زينب (س) پيام رسان خون شهدا باشيد كه همانا موجب شادى روحشان مى‌گردد . 

باشد كه همگى شما دوستان و پدر و مادرم و برادران و خواهرانم من حقير را به بزرگى خود حلال كنيد تا در پيشگاه خدا و انبيا (ص) و اوليا و ائمه معصومين (ع) و شهدا روسفيد و سربلند باشم .

 خدايا مرا ببخش از اينكه بيشتر از يك بار نمى‌توانم جان ناقابلم را در را ه اسلام و قرآنت دهم و با بدنى پاره پاره در محضر پرعظمتت حاضر شوم.

 به اميد فتح نهايى لشكر اسلام بر لشكر كفر و الحاد . 

«شنبه ۱۳۶۵/۱/۹ ابوالفضل مرادى»»_

 

حتما بخوانید:  وصیت نامه شهید احمد مکیان
به این پست امتیاز دهید.

مطالب زیر رو هم از دست ندید…

نظرات و ارسال نظر