برش هاجمعه ۱۴ بهمن ۱۴۰۱

عنایت امام رضا (ع) به شهید احمد کشوری

کلام شهیدان: مقام معظم رهبری: ما در بیان زندگی‌نامه‌ی شهیدان سعی کنیم خصوصیّات زندگی اینها و سبک زندگی اینها و چگونگی مشی زندگی اینها را تبیین کنیم، این مهم است.

احمد شروع و ختمش با امام رضا (ع) بود.

در چهار ماهگی مریض شد به حدی که پزشک ها از شفایش قطع امید کردند. خیلی ناراحت بودم. شب در عالم رؤیا سه مرد نورانی را زیارت کردم. به من الهام شد که آنها امام حسن (ع)، امام حسین (ع) و امام رضا (ع) هستند. فرصت را غنیمت شمرده و شفای احمد را از آنها خواستم. موقع رفتن امام رضا (ع) در چارچوب در ایستاد و فرمود: «احمدت را من ضمانت می کنم».

وقتی بیدار شدم حال احمد خوب شده بود در سایه ضمانت امام رضا (ع).

یک هفته قبل از شهادتش هم امام رضا (ع) را در خواب دیدم. بلند شدم خواستم از ایشان بابت شفای احمد در کودکی تشکر کنم. دیدم پرونده ای در دست دارد. فرمود: «این پرونده عمر احمد است. عمر او در دنیا تمام شد. او ۲۷ سال دارد».

از آقا خواستم ضمانت دیگری بکند.

حضرت فرمود: «نگران نباش یک هفته دیگر هم تمدید کردم».

فردای آن روز که احمد سر زده به کیا کلا آمد و خواب را برایش تعریف کردم، گویا یقین به شهادت کرده بود. قبل از رفتن با همه عکس یادگاری گرفت. موقع رفتن هم به پدرش گفت: «بابا! این دیدار آخر ماست. بابت همه کوتاهی ها حلالم کن».

پدرش دست به کمر گرفت و گفت: «پسرم! کمرم را شکستی».

احمد تا حال نامساعد پدرش را دید، گفت: «شوخی کردم». اما آن آخرین دیدار ما بود.

راوی: فاطمه سیلا خوری؛ مادر شهید

کتاب خانه ای کوچک با گردسوزی روشن؛ خاطرات شهید احمد کشوری، نوشته ایرج فلاح و مسعود آب آذری، نشر یا زهرا (س)، چاپ اول-۱۳۹۰؛ صفحات ۱۲ و ۱۳۵-۱۳۶٫

به این پست امتیاز دهید.
حتما بخوانید:  عشق و ارادت شهید عبد الحمید دیالمه به امام خمینی

مطالب زیر رو هم از دست ندید…

نظرات و ارسال نظر