برش هاسه شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳

عشق و ارادت شهید عبد المهدی مغفوری به امام زمان (عج)

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

عبد المهدی واقعا مرید و دلباخته امام زمان (عج) بود.

برش اول:
در یکی از روزهای بارانی اعزام نیرو در پادگان امام حسین (ع) همراهش بود. پیشانی بندی د رمیان گل و لای بود. خم شد و برداشتش. رویش نوشته شده بود: «یا مهدی».
گفتم: حاج آقا! از این پشانی بندها زیاد داریم. چنان نگاهی به من کرد که جا خوردم.
گفت: مغفوری زنده باشد و نام امام زمان زیر پا و در میان گل و لای باشد؟!
فوری رفت پیشانی بند را شست و در جیبش گذاشت.

برش دوم:
یک بار ایشان گفت: آقا مهدی! چه آرزویی داری؟
گفت: آرزو دارم امام زمان (عج) ظهور کند و در خدمت شان باشم. بعد انگار بداند به زودی شهید می شود، گفت: اگر من نبودم و آقا ظهور کرد، سلام مرا به او برسانید و بگوئید مهدی آرزوی ظهور و دیدار شما را داشت.

بگوئید مهدی عاشق عدالت بود و از فساد و تباهی و کار ناصواب دلتنگ و آماده خدمت در رکاب شما بود.

راوی: برادر دانایی و احمدیه

کتاب کوچه پروانه ها ؛ خاطرات شهید عبد المهدی مغفوری. نوشته اصغر فکوری. ناشر: لشکر ۴۱ ثار الله. نوبت چاپ: اول-۱۳۷۸٫ صفحه ۷۷-۷۸ و ۱۶۱٫

به این پست امتیاز دهید.
حتما بخوانید:  شوخی های شهید حسین خرازی

مطالب زیر رو هم از دست ندید…

نظرات و ارسال نظر