برش هایکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷

معرفی و بررسی جلد نهم کتاب یادگاران؛ کتاب جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان

کلام شهیدان: امام خمینی (ره): ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدان مان فاصله طولانی را باید بپیمائیم و در گذر زمان و آیندگان آن را جستجو نمائیم.

کتاب یادگاران، جلد ۹؛ کتاب متوسلیان

نویسنده: زهرا رجبی متین

ناشر: روایت فتح

نوبت چاپ: پنجم، ۱۳۸۹٫

این کتاب، از مجموعه یادگاران است که خاطرات بازنویسی شده درباره برخی از شهدای شاخص می باشد.

یکصد برشِ این کتاب در باره فرمانده مظلوم و جاوید الاثر ارتش اسلام حاج احمد متوسلیان می باشد. فرماندهی که در جنوب تهران متولد شد و شکنجه های مبارزات با رژیم منحوس پهلوی را به جان خرید  و از مؤسسان اولیه هسته های رزمی در غرب کشور شد. فرماندهی که با اسارتش در جنوب لبنان موجی از غم و شادی را ایجاد کرد. دوستانش در فراقش می شوختند و دشمنانش؛ برخی از همان هایی که احمد ماست خورشان می دانست نه اهل جنگ، از فرط خوشحالی هیچگاه در پی این نشدند که درباره آزادیش قدمی بردارند.

ار مجموع یکصد برش، ۱۰ برش اول ناظر به سال های تولد تا قبل از انقلاب است، ۳۷ خاطره گویای مجاهدت های غرب کشور و ۵۳ خاطره از حضور در جنوب ایران تا جنوب لبنان گزارش می دهند. البته در خلال هر سه بخش هم بریده هایی از سیره خانوادگی شهید ذکر شده است.

قبلا هم ذکر شده که مجموعه یادگاران نقاط ضعف و قوت تکراری دارد و شاید صحبت از آنها در هر جلد این مجموعه ملال انگیز شود.

در عین تشکر قلبی از نویسنده و ناشر این مجموعه، اما این حس درونی نویسنده است که اگر اولین کتابی که در مورد شهیدی مطالعه می کنید، از مجموعه یادگاران باشد، دلچسب می نماید. اما اگر قبل از این کتاب، کتابی دیگر درباره همان شهید را مطالعه کرده باشید، به این حس می رسید که خیلی از خاطرات حق شان در این مجموعه تضییع شده است.

برخی خاطرات لازم ذکر نشده و البته برخی هم ذکر شده که نکات کاربردی قابل توجه ندارد. راویان خاطرات هم کماکان غائب اند که این آخری فضایی ابهام آمیز را ایجاد می کند که از نظر خواننده ای که دنبال محتواست غریب می نماید و از نظر خواننده ای که نگاهی ادبیاتی دارد، شاید دلچسب باشد.

در هر حال و علی رغم نکات ذکر شده، همین که انسان در فضای خاطرات فرماندهی راست قامت، غریب و شجاعی قرار می گیرد که حتی برخی ها در داخل مجموعه سپاه هم، چشم دیدنش را نداشتند، از آشنایی با او احساس شعف حزن آلودی می کند.

گفت مشق نام ليلي ميکنم
خاطر خود را تسلي ميکنم
چون ميسر نيست من را کام او

عشق بازي ميكنم با نام او .

پیوندهای مرتبط:

برش هایی از این کتاب را در اینجا ملاحظه خواهید فرمود.

به این پست امتیاز دهید.
حتما بخوانید:  معرفی و بررسی کتاب تو شهید می شوی؛ خاطرات شفاهی رزمنده سجاد ایزدهی

مطالب زیر رو هم از دست ندید…

نظرات و ارسال نظر